ACT 01 — ورود
بازیگر تئاتر
صحنه، جعبهای سیاه است. تا نور نیاید، هیچکس آنجا نیست.
ACT 03 — کار
هیچ دکوری نجاتت نمیدهد. در جعبهی سیاه، تنها چیزی که میماند بدنی است که نور آن را از دل سیاهی بیرون میکشد.
بازیگری برای من تمرینِ حاضر بودن است: ایستادن در نقطهای که نور میافتد و نرفتن، حتی وقتی متن سخت میشود، حتی وقتی سالن ساکت است.
- ۱۰
- اجرای صحنهای
- ۵
- نویسنده
- ۵۴
- عکس صحنه
بازیگری تمرینِ حاضر بودن است: ایستادن در نقطهای که نور میافتد، و نرفتن.
سفر در زندگی
ACT 04 — قابها
بیرون از سالن هم ادامه دارد: راه رفتن، نگاه کردن، و جمع کردنِ چیزهایی که بعداً روی صحنه لازم میشوند.
ACT 05 — تماس
برای تمرین، اجرا
یا هر کاری که نور
لازم دارد.
اگر تمرینی، اجرایی یا کاری در دست دارید، بنویسید. معمولاً همان روز جواب میدهم.
